جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

ایثارى که خدا از آن قدردانى مى کند

زمان مطالعه: 4 دقیقه

قرآن

«همانا نیکان، از جامى مى نوشند که آمیزه اى از کافور دارد. چشمه اى که بندگان خدا از آن مى نوشند و [به دلخواه خویش] جارى اش مى کنند؛ [همان بندگانى که] به نذر خود وفا مى کنند و از روزى که گزندِ آن فراگیر است، مى ترسند؛ و خوردنى را با وجود دوست داشتن آن، به بینوا و یتیم و اسیر، اطعام مى کنند، [و در دل مى گویند:] جز این نیست که ما براى خدا، شما را اطعام مى کنیم و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهیم. ما از پروردگارمان، از روز عبوسى سخت، مى هراسیم. پس خدا، آنان را از گزند آن روز، نگاه داشت و شادابى و شادمانى را به آنان، ارزانى داشت، و به سبب آن که شکیبایى کردند، بهشتى و پرنیانى را پاداششان داد که در آن، بر تخت ها تکیه زنند. در آن جا، نه آفتابى خواهند دید و نه سرمایى، و سایه ها [ى درختان] به آن نزدیک است و میوه هایش [براى چیدن] رام، و ظروفى سیمین و جام هایى بلورین، پیرامون آنان گردانده مى شود. جام هایى از سیم که درست به اندازه [و با کمال ظرافت،] آنها را از کار در آورده اند. و در آن جا از جامى که آمیزه ی زنجبیل دارد، به آنان مى نوشانند، از چشمه اى در آن جا که «سلسبیل» نامیده مى شود، و بر گِرد آنان، پسرانى جاودانه، مى گردند. چون آنها را ببینى، گویى که مرواریدهایى پراکنده اند. و چون بدان جا بنگرى، [سرزمینى از] نعمت و کشورى پهناور مى بینى. [بهشتیان را] جامه هایى ابریشمین سبز و دیباى ستبر در بَر است و پیرایه ی آنان، دستبندهاى سیمین است و پروردگارشان، باده اى پاک به آنان مى نوشاند. این [پاداش] براى شماست و کوشش شما، مورد قدردانى است».

حدیث

69. امام صادق علیه السلام – درباره ی آیه شریف «و خوردنى را، با وجود دوست داشتن آن، به بینوا و یتیم و اسیر، اطعام مى کنند» -:

در خانه ی فاطمه علیهاالسلام، مقدارى جو بود. آن را [آرد کردند و] کاچى ساختند. چون کاچى را در برابر خود نهادند [تا بخورند]، مستمندى آمد و گفت: خدایتان رحمت کند! از آنچه خداوند، روزى تان کرده است، ما را اطعام کنید.

على علیه السلام برخاست و یکْ سومِ آن را به او داد.

چندى نگذشت که یتیمى آمد و گفت: خدایتان، رحمت کند! از آنچه خداوند، روزى تان کرده است، ما را اطعام کنید.

على علیه السلام برخاست و یک سوم دیگر کاچى را به او داد.

لَختى بعد، اسیرى آمد و گفت: خدایتان رحمت کند! از آنچه خداوند، روزى تان کرده است، ما را اطعام کنید.

على علیه السلام برخاست و یک سومِ باقى مانده را هم به او داد و خودشان از آن، چیزى نچشیدند.

در این هنگام، خداوند، این آیه را در حقّ آنان نازل فرمود: «و [این] کار شما، مورد قدردانى است».

70. امام کاظم علیه السلام – در دعاى روز مباهله -: بار خدایا! بر محمّد و بر برادر و همتاى او امیر مؤمنان، درود فرست…؛ آن امامى که در روز عقد اخوّت، به برادرىِ پیامبر صلى الله علیه و آله، ویژه گشت و با وجود رنج گرسنگى، غذاى خود را ایثار کرد، و کسى که در سوره ی «هل أتى»(1) این کار او، مورد قدردانى خدا قرار گرفت.

71. المناقب، خوارزمى – به نقل از ابن عبّاس، در باره ی آیه ی شریف: «و خوراک را با وجود دوست داشتن آن به بینوا و یتیم و اسیر، اطعام مى کنند…» -:

این آیه، در باره على بن ابى طالب علیه السلام و فاطمه، دختر پیامبر خدا، نازل شد.

72. الکشّاف – به نقل از ابن عبّاس -:

حسن و حسین علیهماالسلام، بیمار شدند. پیامبر خدا، با عدّه اى از مسلمانان به عیادت آن دو رفتند و [به على علیه السلام] گفتند: اى ابو الحسن! کاش براى شفاى فرزندت نذرى مى کردى. على و فاطمه علیهماالسلام و فضّه، کنیز ایشان، نذر کردند که اگر آن دو بهبود یابند، سه روز روزه بگیرند.

حسن و حسین علیهماالسلام شفا یافتند؛ ولى آنان، چیزى [براى خوردن] نداشتند. پس على علیه السلام، سه پیمانه جو از شمعون خیبرى یهودى، قرض گرفت. فاطمه علیهاالسلام، یک پیمانه ی آن را آرد کرد و پنج قرص نان، به تعداد افراد خانواده شان پخت. آنها را در برابر خویش نهادند تا افطار کنند که نیازمندى آمد و گفت: سلام بر شما، اى اهل بیت محمّد! مستمندى مسلمانم. مرا خوراکى دهید. خداوند، شما را از سفره هاى بهشت، اطعام کند!

پس، او را بر خود ترجیح دادند و آن شب، جز آب، چیزى نچشیدند و روز بعد را روزه گرفتند.

چون شب شد، غذا را در برابر خود نهادند. یتیمى آمد و این بار نیز او را بر خویشتن، مقدّم داشتند. شب سوم، اسیرى آمد و باز، او را بر خود، ترجیح دادند.

چون صبح شد، على علیه السلام، دست حسن و حسین علیهماالسلام را گرفت و به سوى پیامبر خدا رفتند. چون پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را دید که از شدّت گرسنگى، مانند جوجه مى لرزند، فرمود: «چه گران است بر من این وضعى که در شما مى بینم!». از جا برخاست و با آنان [به طرف خانه ی فاطمه علیهاالسلام] رفت. فاطمه علیهاالسلام را در محرابش دید، در حالى که شکمش [از شدّت گرسنگى] به پشتش چسبیده و چشمانش گود افتاده بود. پیامبر صلی الله علیه و آله، از دیدن این صحنه، ناراحت شد.

در این هنگام، جبرئیل علیه السلام نازل شد و گفت: این [سوره] را بگیر، اى محمّد! خداوند، در باره ی خانواده ات به تو تبریک مى گوید! و سوره(2) را براى او قرائت کرد.


1) منظور، سوره انسان است.

2) منظور سوره ی انسان است.